تبليغاتX
کوروش کبیر

کوروش کبیر

خورشید کبیر شاه چهار گوشه ی جهان

محاجرت آریایی ها

به نام خدا                                                                  لطفا سوال هایتان را در نظر  بدهید بنویسید  

 

 آریان ها وقتی به ایران آمدند به طوایف و اقوامی تقسیم شده بودند هر کدام از این طوایف واقوام جاهایی را ازفلات ایران اشغال کرده به طرز ملوک الطوایفی زندگانی نمودند مهمترین این اقوام یا مردمان به ترتیب تاریخی سه قوم بودند:مادی ها. پارسی ها. پارتی ها. این سه قوم درتاریخ دولت های بزرگ تشکیل دادند وکارهای مهم کردند غیر از این ها آقوام دیگری نیز بودند مانند باختری ها در باختر وکرمانی ها در کرمان و ورکانی ها در گرگان  هرخواتی ها در رخج(جنوب افغانستان کنونی) وغیره . از آریان های ایرانی که درفلات ایران می زیستند دو قوم را باید  در نظر داشت

۱ ـ ارانی ها در ولایات واقعه بین ارس وکورا و دریای خزر

۲ـآلان ها  یا آس ها  در اراضی پشت کوهای قفقاز به طرف شمال       

 

آمدن آریان ها به فلات ایران

جهت آمدن آریان ها به فلات ایران محققاً معلوم نیست در اوستا مملکت اصلی آریان ها را ( آیران‌ واج) یعنی مملکت آریان ها آمده است و می گوید مملکتی بود بسیار خوش آب و هوا و دارای زمین های حاصل خیز ولی ارواح بد (به اعتقادشان) دفعتا زمین را سرد کردند وچون زمین قوت سکنه را نمی داد محاجرت شروع شد  می توان حدس زد که در این مورد هم  مهاجرت از جهت زیاد شدن سکنه و تنگی جاها بوده در باب تاریخ آمدن آنها به ایران سابقا بعضی از علما  عقیده داشتند که درحدود دوهزار سال ق.م بوده زیرا در ضمن تاریخ عیلام بر می خوریم به قومی که گمان می کنند آریانی بودهاند ولی اخیرا عقیده ای که قوت یافته این است که از قرن چهاردهم این محاجرت آغاز شده و تا قرن هشتم امتداد داشته

راجع به این که آریان ها بعد از ورود به ایران چگونه پخش شدند باید گفت که در اوستا اسامی شانزده مملکت ذکر شده که یکی از آن ها معلوم نیست کجا بوده و از پانزده مملکت دیکر اولی (آیران واج) و دو مملکت آخری البرز پنجاب وهند است از این جا بعضی از محققین استنباط می کنند که این ممالک یا ولایات خط  سیر وانتشار آریان ها نشان می دهد بنابراین عقیده خط انتشار آن ها از این بوده :آریان های ایرانی از سغد به طرف مرو آمده بعد هرات ونیسایه وکابل را اشغال کرده اند پس از آن به طرف رخج و     هیلمند  رفته به دریاچه ی زرنگ ( دریاچه ی سیستان ) رسیده آنجا را تصرف کردند بعد به طرف غرب رفته ولایات جنوبی خراسان ر صفحه ی دماوند و ری را اشغال نموده

در باب این که  چه مردمانی قبل از آریایی ها در فلات ایران بوده اند باید گفت که در مغرب مردمانی بودند موسوم به کاس سو ها  در مازندران کنونی تپوری ها در جنوب غربی  ایلامی ها

مذهب آریایی ها و اخلاقشان 

 راجع به مذ هب آریایی های ایرانی باید باید گفت که مدتی مذهب آن ها با آریان های هندی یکی بوده وبر یک زبان تکلم می کردند بعد ها جدایی بین مذهب و زبان آنها رخ داد  قب از جدایی به  خدا های متعددی اعتقاد داشتند در اوستا  نوشته است  که معتقد بودند به  ارواح خوب و خیر  که گنج ها و ذخایر طبیعت را  به انسان می رسانید  در میان این ذخایر مهمترین آنها  روشنایی و باران بود  ونیز اعتقاد داشتند به یک سری ارواح بد وتیره  که با وجود ها های خوب در جنگ بودند   شب وزمستان مرگ وقحطی و.... را از آ ن ها می دانستن  معلوم است که ارواح اولی را می پرستیدند  و برای آن ها نیاز می دادند    درصورتی  که ارواح بد را دشمن میداشتند و برای محفوظ ماندن ازآن ها غربانی می دادند   و متوسل به اورادی شدند که  باعث ترقی سحر و جادو شد بعد زرتشت علیه این خرافات قیام کرد   و پایه ی محکمی برای یکتا پرستی  به وجود آورد  

برای خواندن ادامه ی این مطلب بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید   سوال هایتان را در نظر بدهید بنویسید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12  توسط حسین جعفرپور  | 

محاجرت آریایی ها

به نام خدا                                                                  لطفا سوال هایتان را در نظر  بدهید بنویسید  

 

 آریان ها وقتی به ایران آمدند به طوایف و اقوامی تقسیم شده بودند هر کدام از این طوایف واقوام جاهایی را ازفلات ایران اشغال کرده به طرز ملوک الطوایفی زندگانی نمودند مهمترین این اقوام یا مردمان به ترتیب تاریخی سه قوم بودند:مادی ها. پارسی ها. پارتی ها. این سه قوم درتاریخ دولت های بزرگ تشکیل دادند وکارهای مهم کردند غیر از این ها آقوام دیگری نیز بودند مانند باختری ها در باختر وکرمانی ها در کرمان و ورکانی ها در گرگان  هرخواتی ها در رخج(جنوب افغانستان کنونی) وغیره . از آریان های ایرانی که درفلات ایران می زیستند دو قوم را باید  در نظر داشت

۱ ـ ارانی ها در ولایات واقعه بین ارس وکورا و دریای خزر

۲ـآلان ها  یا آس ها  در اراضی پشت کوهای قفقاز به طرف شمال       

 

آمدن آریان ها به فلات ایران

جهت آمدن آریان ها به فلات ایران محققاً معلوم نیست در اوستا مملکت اصلی آریان ها را ( آیران‌ واج) یعنی مملکت آریان ها آمده است و می گوید مملکتی بود بسیار خوش آب و هوا و دارای زمین های حاصل خیز ولی ارواح بد (به اعتقادشان) دفعتا زمین را سرد کردند وچون زمین قوت سکنه را نمی داد محاجرت شروع شد  می توان حدس زد که در این مورد هم  مهاجرت از جهت زیاد شدن سکنه و تنگی جاها بوده در باب تاریخ آمدن آنها به ایران سابقا بعضی از علما  عقیده داشتند که درحدود دوهزار سال ق.م بوده زیرا در ضمن تاریخ عیلام بر می خوریم به قومی که گمان می کنند آریانی بودهاند ولی اخیرا عقیده ای که قوت یافته این است که از قرن چهاردهم این محاجرت آغاز شده و تا قرن هشتم امتداد داشته

راجع به این که آریان ها بعد از ورود به ایران چگونه پخش شدند باید گفت که در اوستا اسامی شانزده مملکت ذکر شده که یکی از آن ها معلوم نیست کجا بوده و از پانزده مملکت دیکر اولی (آیران واج) و دو مملکت آخری البرز پنجاب وهند است از این جا بعضی از محققین استنباط می کنند که این ممالک یا ولایات خط  سیر وانتشار آریان ها نشان می دهد بنابراین عقیده خط انتشار آن ها از این بوده :آریان های ایرانی از سغد به طرف مرو آمده بعد هرات ونیسایه وکابل را اشغال کرده اند پس از آن به طرف رخج و     هیلمند  رفته به دریاچه ی زرنگ ( دریاچه ی سیستان ) رسیده آنجا را تصرف کردند بعد به طرف غرب رفته ولایات جنوبی خراسان ر صفحه ی دماوند و ری را اشغال نموده

در باب این که  چه مردمانی قبل از آریایی ها در فلات ایران بوده اند باید گفت که در مغرب مردمانی بودند موسوم به کاس سو ها  در مازندران کنونی تپوری ها در جنوب غربی  ایلامی ها

مذهب آریایی ها و اخلاقشان 

 راجع به مذ هب آریایی های ایرانی باید باید گفت که مدتی مذهب آن ها با آریان های هندی یکی بوده وبر یک زبان تکلم می کردند بعد ها جدایی بین مذهب و زبان آنها رخ داد  قب از جدایی به  خدا های متعددی اعتقاد داشتند در اوستا  نوشته است  که معتقد بودند به  ارواح خوب و خیر  که گنج ها و ذخایر طبیعت را  به انسان می رسانید  در میان این ذخایر مهمترین آنها  روشنایی و باران بود  ونیز اعتقاد داشتند به یک سری ارواح بد وتیره  که با وجود ها های خوب در جنگ بودند   شب وزمستان مرگ وقحطی و.... را از آ ن ها می دانستن  معلوم است که ارواح اولی را می پرستیدند  و برای آن ها نیاز می دادند    درصورتی  که ارواح بد را دشمن میداشتند و برای محفوظ ماندن ازآن ها غربانی می دادند   و متوسل به اورادی شدند که  باعث ترقی سحر و جادو شد بعد زرتشت علیه این خرافات قیام کرد   و پایه ی محکمی برای یکتا پرستی  به وجود آورد  

برای خواندن ادامه ی این مطلب بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید   سوال هایتان را در نظر بدهید بنویسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 17  توسط حسین جعفرپور  |